تبليغاتX

قالب وبلاگ قالب وبلاگ
شعر کوتاه عاشقانه

شعر کوتاه عاشقانه
 
شعر های کوتاه عاشقانه اشعار کوتاه عاشقانه

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ یکشنبه دوم مرداد 1390 توسط محسن
  عشق و نفرت

 

توبگو تو زندگیت من دیگه چکار نکردم

که فقط دوریه دستات شد نصیبه دسته سردم

تو نبودت غم و غصه , ماتموتجربه کردم

این روزا می گذره اما عادتت رو ترک نکردم

هرکی چشمامو میبینه میگه بسته جدایی

میگن اون رفته از اینجا بهت میگن که بی وفایی

تا بهم نگی تو دیگه باورم نمیشه

خب میگن عشقت از اینجا واسه ی اون یکی رفته

باورش برام عجیبه خب بزرگترین شکسته

دیگه سعی من بر اینه که تورو کنم فراموش

شمع عشقت توی قلبم وقتشه خب بشه خاموش

اما خب هرگز نمیشه برامن که خیلی سخته

تو بگو چجور تونستی شبونه بری تمام شه

بینمون هرچی که بوده واسه دیگری حروم شه

اشک و چشمامو ندیدی اشک چشمامم تموم شد

اون که دستش میگرفتی دیگه رسوای جهان شد

با تمومه عشق و نفرت من دیگه میرم از اینجا

تو دلت هرجا خوشه باش توبمون بمون همونجا

 

                                           شاعر : میلاد جان محمدی




               عشق رنگی
 
تو داری از عشق برام حرف تازه میزنی
نا امید از من خسته حرف رفتن میزنی
میگی عشقی نیست دیگه یه عادته
عشق و عاشقی کجاست این همون حکایته
یه روزی بوده دیگه تموم شده
آره عمرت الکی به پای من حروم شده
توچطور منو عشقم رو دروغ فرض میکنی
بعده مدت ها منو از زندگین حذف میکنی
باشه خوب مشکلی نیست برو هرجا که خوشی
تو همون دروغ گویی که کردی برام یه خودکشی
ما به هم سخت رسیدیم امه چه آسون بریدیم
تو روزای زندگی رنگه غم و خوب ندیدیم
تو برو برو از اینجا بدون من برو سرکن
میدونم یادم میفتی گه گاهی چشمتو تر کن

                                           شاعر:میلاد جان محمدی



شعر تنهایی شعرعاشقانه اشعارعاشقانه شعر تنهایی



غم او با تو چه گفت(مادر)متن ترانه خواننده محمد نوری

غمِ او ، با تو چه گفت ؟

که دو چشم تو نخفت

چه شد امشب که تو را ،

برفته ، خنده ز لب ؟

نمانده ، شور و طرب ،

مگر که ، در دل شب

غمِ او ، با تو چه گفت ؟

که دو چشم تو نخفت

شب تار آمد و ، شد قصّه دراز ،

بخواب ای کودکِ ناز

که به رویا نگری ،

رخ آن گمشده باز

شود آن غنچه ی لب ،

ز شکرخندِ تو باز

لالایی ، لالالای لا ، لالایی ، لالایی

لالایی ، لالالای لا ، لالایی ، لالایی


شعرعاشقانه شعرکوتاه عاشقانه اشعارکوتاه عاشقانه


شعر کوتاه عاشقانه اشعارکوتاه عاشقانه شعرهای کوتاه عاشقانه
به اون خدای آسمون ساده ازت نمی گذرم
یه روز می یارم به سرت هر چی آوردی به سرم

یه روز تلافی می کنم همه دروغای تو رو
اون روز نمی گم که بمون اون روز فقط می گم برو

کاشکی دست سرنوشت تو روزگارت می نوشت
بخت سیاست یه عالمه بدی ببینی از همه

کاشکی تو اوج بی کسی به گل بشینه قایقت
زنده به گورت بکنه تلف بشه دقایقت

به اون خدای آسمون ساده ازت نمی گذرم
یه روز می یارم به سرت هر چی آوردی به سرم

یه روز تلافی می کنم همه دروغای تو رو
اون روز نمی گم که بمون اون روز فقط می گم برو

کاشکی دست سرنوشت تو روزگارت می نوشت
بخت سیاست یه عالمه بدی ببینی از همه




اشعاره کوتاه عاشقانه شعر کوتاه عاشقانه شعر عاشقانه

متن ترانه . توی قلبم نشستی خواننده : روزبه


از شبا سکوت گرفتم ، از تو مهتاب شعر و رؤیا

شدم اونی که تو خواستی : نم نم بارون رو دریا

تو شبای بی ترانه به خیال تو نشستم

اما هرچی دیده بستم تو نیومدی... شکستم

هنوز از تو جون می گیره عطر شورانگیز پونه

روی گیسوی تو مونده بارونای دونه دونه

تورواز رؤیا گرفتم ، از چراغ و شور و مستی

باتوزندگیمو ساختم، توی قلب من نشستی




آرزو دارم بگيرد آفتي زيباييت را

تا كه همچون من بگيري ماتم تنهاييت را

آرزو دارم ببينم در عذاب بي وفايي

اشك غم در چشم همچون آهوي صحراييت را

بشكند قلبت الهي اي كه قلبم را شكستي

اي خدا سامان نگيرد عهد و پيماني كه بستي

خنده بر اشكم زدي با خود پسندي

آرزو دارم تو هم هرگز نخندي

سادگي كردم اگر دل بر تو بستم

ساده بودم ساده بر خاكم فكندي


سلام به همه دوستای خوبم تو این پست براتون متن ترانه ی همدم معین میذارم براتون

امید وارم خوشتون بیادش و نظر بدین راجع بهش . شعر عاشقانه



کنارم هستی و اما دلم تنگ میشه هر لحظه

خودت می دونی عادت نیست فقط دوست داشتن محضه

کنارم هستی و بازم بهونه هامو میگیرم

میگم وای چقدر سرده میام دستاتو میگیرم

یه وقت تنها نری جایی که از تنهایی میمیرم

از این جا تا دم در هم بری دلشوره میگیرم

فقط تو فکر این عشقم تو فکر بودن با هم

محاله پیش من باشی برم سرگرم کاری شم

می دونم یه وقتایی دلت میگیره از کارم

روزاییکه حواسم نیست بگم خیلی دوستت دادم

تو هم مثل منی انگار از این دلتنگی ها داری

تو هم از بس منو می خوای یه جورایی خود ازاری

کنارم هستی و انگار همین نزدیکیاس دریا

مگه موهاتو وا کردی که موجش اومده اینجا

قشنگه رد پای عشق بیا بی چتر زیر برف

اگه حال منو داری می فهمی یعنی چی این حرف

میدونم که یه وقتایی دلت میگیره از کارم

روزایی که حواسم نیست بگم خیلی دوستت دارم

تو هم مثل منی انگار از این دلتنگی ها داری

تو هم از بس منو می خوای یه جورایی خود ازاری



متن ترانه ( خواننده آریان)

میونه بلور بارون
عکس خورشید طلائی
ماتمه درختا برگاش
واسه لحظه جدائی

ها ها ها


زیر پای رهگذرها

صدای ناله برگها
پاک میشه از کوچه هامون
جای پای قاصدکها

توشبا میچینند ابرها

تموم ستاره هارو
همه از باغچه میگیرند
سراغ اقاقیا رو

اگه دستامو بگیری

غم پائیز رو ندارم
میدونم که تو نگاهت

همیشه بهارو دارم





سلام به همه دوستای خوبم امید وارم خوب باشید و حاله همتون خوب باشه

شعر عاشقانه



متن ترانه عاشقانه( خواننده محمد رضا عیوضی)

تو صداي گريه هامي توي فرياد شبونه
رفتني شكل يه پرواز از تو مونده اين نشونه
مثل غربت مي موني تو، تو يه انتظار خسته
مثل پاييز كه رو چشمام دراي بهارو بسته
عكس بي قاب نگاهم تو دل آينه مرده
قلب آيينه شكسته من و از ياد تو برده
شب پاشيدن از خود شب از گريه شكستن
وقت بيداد يه فرياد شب خالي تو با من



                   طلسم زندگی

                   
من که طلسم غم شدم   .    هم آغوشه ماتم شدم

تو شدی هم نفسم        .         عشقمو همه کسم

شدی تو محرمه دردم        .   میگی من دیونت کردم

تو شدی دارو ندارم         .        غصرو که دوس ندارم

تا تو هستی کنارم          .        به کسی نیاز ندارم

تو شدی صدای تارم       .        تو شبای بی ستارم

من برات کم نمی ذارم    .    تو دلت عشق و میکارم

غصه هاشو بر میدارم      .     گل عشق برات میارم

تویه یک گوشه ی قلبم   .   عکس چشماتو میذارم

دیگه من تو غم ها نیستم . طلسم غصه ها نیستم


                                          میلاد جان محمدی


تو که نیستی

دوباره گوشه ی خونه
دل من بهونه کرده
دوباره ترانه ی من
انعکاس غم و درده

توی خونه در و دیوار
مثل میله های زندون
تورو کم داره وجودم
چشم من پیت میگرده

تو که نیستی تا ببینی
حالا گل هات قد کشیدن
که ثمر داده نهالت
کودکت حالا یه مرده


شعر کوتاه عاشقانه اشعار کوتاه عاشقانه شعر های کوتاه عشقولانه

ساقیا امشب صدایت با صدایم ساز نیست     

            یا که من مستم یا که سازت ساز نیست

                       ساقیا امشب مخالف مینوازد تار تو        

                            یا که من مستتو خرابم یا که تارت تار نیست


شعر کوتاه عاشقانه اشعار کوتاه عاشقانه شعر های کوتاه عشقولانهشعر کوتاه عاشقانه اشعار کوتاه عاشقانه شعر های کوتاه عشقولانهشعر کوتاه عاشقانه اشعار کوتاه عاشقانه شعر های کوتاه عشقولانهشعر کوتاه عاشقانه اشعار کوتاه عاشقانه شعر های کوتاه عشقولانهشعر کوتاه عاشقانه اشعار کوتاه عاشقانه شعر های کوتاه عشقولانهشعر کوتاه عاشقانه اشعار کوتاه عاشقانه شعر های کوتاه عشقولانهشعر کوتاه عاشقانه اشعار کوتاه عاشقانه شعر های کوتاه عشقولانهشعر کوتاه عاشقانه اشعار کوتاه عاشقانه شعر های کوتاه عشقولانهشعر کوتاه عاشقانه اشعار کوتاه عاشقانه شعر های کوتاه عشقولانهشعر کوتاه عاشقانه اشعار کوتاه عاشقانه شعر های کوتاه عشقولانهشعر کوتاه عاشقانه اشعار کوتاه عاشقانه شعر های کوتاه عشقولانهشعر کوتاه عاشقانه اشعار کوتاه عاشقانه شعر های کوتاه عشقولانهشعر کوتاه عاشقانه اشعار کوتاه عاشقانه شعر های کوتاه عشقولانهشعر کوتاه عاشقانه اشعار کوتاه عاشقانه شعر های کوتاه عشقولانهشعر کوتاه عاشقانه اشعار کوتاه عاشقانه شعر های کوتاه عشقولانهشعر کوتاه عاشقانه اشعار کوتاه عاشقانه شعر های کوتاه عشقولانه


شعر دلشکستگی شعر غم و غصه شکست شعر نا امیدی


    غصه و درد


بگین به فکرشم هنوز اگر چه دوستم نداره

بگین به یادشم هنوز گرچه گناهی نداره

بگین که اشکامم انگار تمومی نداره

تو دنیام فقط همونه بگین برام تا نداره

بگین که دل شکستم گوشه ی قفس نشستم

بگین که عزیزه جونه بهش بگین که مهربونه

بگین که برگرده پیشم من دارم دیونه میشم

بودنش آرومه درده نبودش هزارتا درده

زندگی بدون عشقم معنای غصه و مرگه

                                       میلاد جان محمدی



شعر های عاشقانه شعر نو شعر کوتاه عاشقانه اشعار عاشقانه عشقولانه

و دوس داشتنی



شعر عاشقانه اشعار عاشقانه شعر های عاشقانه اشعار کوتاه عاشقانه بهترین اشعار عاشقانه


                   طلسم زندگی

                   
من که طلسم غم شدم   .    هم آغوشه ماتم شدم

تو شدی هم نفسم        .         عشقمو همه کسم

شدی تو محرمه دردم        .   میگی من دیونت کردم

تو شدی دارو ندارم         .        غصرو که دوس ندارم

تا تو هستی کنارم          .        به کسی نیاز ندارم

تو شدی صدای تارم       .        تو شبای بی ستارم

من برات کم نمی ذارم    .    تو دلت عشق و میکارم

غصه هاشو بر میدارم      .     گل عشق برات میارم

تویه یک گوشه ی قلبم   .   عکس چشماتو میذارم

دیگه من تو غم ها نیستم . طلسم غصه ها نیستم


                                          میلاد جان محمدی


شعر عاشقانه اشعار عاشقانه شعر های عاشقانه اشعار کوتاه عاشقانه بهترین اشعار عاشقانه



کاشکه یه روز با همدیگه سوار قایق می شدیم
دور از نگاه ادما هر دومون عاشق می شدیم
کاش آسمون با وسعتش تو دستامون جا می گرفت
 گلای سرخ دلمون کاش بوی دریا می گرفت
کاش تو هوای عاشقی لیلی و مجنون می شدیم
باد که تو دریا می وزید ما هم پریشون می شدیم
کاش که یه ماهی قشنگ برای ما فال می یگرفت
برامون از فرشته ها امانتی بال می گرفت
با بال اون فرشته ها تو آسمون پر می زدیم
به شهر بی ستاره ها به آرومی سر می زدیم
شب که می شد امانت فرشته ها رو می دادیم



شعر کوتاه عاشقانه شعر دلتنگی شعر های عاشقانه و زیبا مجموعه اشعاره عاشقانه


شب سرد بی وفایی
توی راه بی صدایی
نرسیدیم ما به آخر
قسمت ما شد جدایی
من که عاشق تو بودم
یار صادق تو بودم
توی دشت آرزوهات
من شقایق تو بودم
پس چرا چشماتو بستی
چرا قلبم رو شکستی
ندارم جز تو وجودی
تویی رنگ همه هستی
می باره چشمه نورم
می خونه دل ویرونه ام
دیگه بی تو نمی مونم
دیگه بی تو نمی تونم


.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
قالب وبلاگقالب وبلاگ