X
تبلیغات
شعر کوتاه عاشقانه - لبخند زیبا : عاشقانه
شعر های کوتاه عاشقانه اشعار کوتاه عاشقانه

 

اگه یه روز احساس کردی میخوای گریه کنی

منو صدا کن

به تو قول نمیدم که تو رو بخندونم

اما میتونم باهات گریه کنم

اگه یه روز خستگی تو رو وادار به گریز کرد

نترس که منو صدا کنی

قول نمیدم که ازت نخوام این کارو نکنی

اما میتونم با تو راهی بشم

اگه روزی حوصله گوش کردن به حرف کسی رو نداشتی

منو صدا کن قول میدم که ساکت باشم

...

اما اگه یه روز باهام تماس گرفتی و جوابی نیومد

زود بیا که منو ببینی

شاید به تو احتیاج مهتاج باشم

از طرف دوستان برای عاشقانه  

 .

هرگز ندیدم بر لبی لبخند زیباى تورا                 هرگز نمى گیرد کسى در قلب من جاى تورا

زندگی دفتری از خاطر هست. یک نفر در شب کم، یک نفر در دل خاک، یک نفر همدم خوشبختی هاست، یک نفر همسفر سختی هاست، چشم تا باز کنیم عمرمان میگزرد ما همه همسفریم

 

خوشا دردی که درمانش تو باشی خوشا راهی که پایانش تو باشی خوشا چشمی که رخسار تو بیند خوشا ملکی که سلطانش تو باشی خوشا آن دل که دلدارش تو گردی خوشا جانی که جانانش تو باشی مشو پنهان از آن عاشق که پیوست همه پیدا و پنهانش تو باشی برای آن به ترک جان بگوید دل بیچاره تا جانش تو باشی

 

 اگر سهم من از این همه ستاره فقط سوسوی غریبی است، غمی نیست. همین انتظار رسیدن شب برایم کافیست

 

روی هر سینه سری گریه کند وقت وداع                سرمن وقت وداع گوشه دیوار گریست

 

 .

مي روم خسته و افسرده وزار

سوي منزگه ويرانه ي خويش

به خدا مي برم از شهر شما

دل شوريده وديوانه ي خويش

مي برم تا كه در آن نقطه ي دور

شستشويش دهم از رنگ نگاه

شستشويش دهم از لكه ي عشق

زين همه خواهش بي جا تباه

مي برم تا ز تو دورش سازم

زتو ،اي جلوه ي اميد محال

مي برم زنده بگورش سازم

تا از اين پس نكند ياد وصال

ناله مي لرزد ،مي رقصد اشك

آه،بگذار بگريزم من

ازتو ، اي چشمه ي جوشان گناه

شايد آن به كه بپرهيزم من

بخدا غنچه ي شادي بودم

دست عشق آمد واز شاخم چيد

شعله ي آه شدم ،صد افسوس

كه لبم باز بر آن لب نرسيد

عاقبت بند سفر پايم بست

مي روم ،خنده به لب ، خونين دل

مي روم از دل من دست بدار

اي اميد عبث بي حاصل

فروغ فرخزاد

يادت مياد نگات پر از شكايت فاصله بود

اما به جاش نگاه من صبور پر حوصله بود

 

يادت مياد وقتي بهت گفتم چقدر دوست دارم

گفتي ببين من فرصت اين قصه هارو ندارم

 

يادت مياد با اين جواب خسته شدم از زندگي

تو رفتي من موندم و ياد دريا غرق تشنگي

 

يادت مياد كه عمر من وقف تو و پنجره بود

۳روز چشش افتاده بمن اين بهترين خاطره بود

 

يادت مياد مردم ما رو به هم ديگه نشون دادن

جز ما تموم عاشقا از چشم مجنون افتادن

نوشته شده توسط محسن در ساعت 23:33 | لینک  |